| طراح قالب |
|
|
|
.: قسمت تبلیغات :.
|
|
خلقت زن
|
|
خلقت زن
در آغاز خلقت، آفريدگار جهان چون به خلقت زن رسيد، ديد مصالح سفت و سخت را در آفرينش مرد به کار برده و ديگر چيزي نمانده است. در کار خود واله گشت و پس از انديشهاي چنين کرد: گردي رخسار از ما، تراش تن از پيچک، چسبندگي از پاپيتال، لرزش اندام از گياه، نازکي از ني، شکوفائي از غنچه، سبکي از برگ، پيچ و تاب از خرطوم پيل، چشم از غزال، نيش نگاه از زنبور، شادي از نيزهي نور خورشيد، گريه از ابر، سبک سري از نسيم، بزدلي از خرگوش، غرور از طاووس، نرمي از آغوش طوطي، سختي از خاره، شيريني از انگبين، سنگ دلي از پلنگ، گرمي از آتش، سردي از برف، پرگويي از زاغ، زاري از فاخته، دو رويي از لکلک و وفا از مرغابي نر گرفت و به هم سرشت و زن را ساخت و به مردش سپرد. پس از هفتهاي، مرد نزد خدا باز آمد و گفت: «خدايا اين که به من دادهاي زندگي بر من تباه کرده، پيشهاش پرگويي است. دمي مرا به خود وا نميگذارد، آزارم ميدهد، مدام نوازش ميخواهد، دوست دارد هميشه سرگرمش کنم، بيخود ميگريد، تنها کارش بيکاري است. آمدهام پساش دهم . زندگي با او امکانپذير نيست. از من باز ستانش.» خداوند فرمود: «باشد» و زن را پس گرفت . پس از هفتهاي ديگر مرد دوباره نزد خدا شد و گفت: «خداوندا... تنهاي تنها شدهام. به ياد ميآورم چگونه برايم آواز ميخواند، ميرقصيد، از گوشهي چشم نگاهام ميکرد، يه تنم ميچسبيد، خندهاش گوشم را نوازش ميداد، تناش خرم و ديدارش دل نواز بود» «او را به من باز پس ده» خداوند فرمود: «باشد» و زن را به او پس داد. پس از سه روز، بار ديگر مرد نزد خدا شد و گفت: «خدايا! نميدانم چگونه است... اما گويا زحمت او بيش از رحمت اوست.» «پس کرم کن و او را باز از من پس گير » خداوند فرمود: «دور شو! بس است هر چه گفتي. برو با او بساز»
|
|
|
نويسنده : | تاریخ : پنجشنبه هشتم فروردین 1387
|
|
| خبرنامه |

كد خبرنامه را اينجا قرار دهيد
|
|
| نظرسنجي |

كد نظرسنجي را اينجا قرار دهيد
|
|
| آمار سايت
|

كل بازديد ها :
|
|
|